حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
97
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
يعنى : هنگامى كه گروه كافران حيله ميكنند كه ترا حبس كنند يا بكشند يا بيرون كنند آنها مكر ميكنند و خدا مكر ( شان را تلافى ) مىكند و خدا بهترين ( تلافىكننده ) مكارانست . هجرت رسول وقتى پيغمبر از قصد قريش خبر يافت بنزد ابو بكر رفت و موضوع را با وى در ميان نهاد و گفت خدا به من فرمان داده از مكه مهاجرت كنم . ابو بكر خواستار شد كه در اين سفر همراه وى باشد محمد و ابو بكر از در كوچكى كه پشت خانهء ابو بكر بود برون شدند ، پيغمبر به على بن ابيطالب گفته بود كه آن شب بر بستر او بخوابد على نيز چنان كرد و قرشيان مراقب پيغمبر كه على را در بستر او ديدند گمان كردند محمد در جاى خويش است . روايت ابن هشام بگفته ابن هشام وقتى پيغمبر دل به هجرت داد بخانهء ابو بكر رفت و از در كوچكى كه پشت خانه بود بيرون رفتند و راه غار ثور را كه بيرون مكه بود پيش گرفتند و داخل غار شدند . ابو بكر به پسر خود عبد الله دستور داد كه روزها مراقب باشد كه كسان دربارهء آنها چه ميگويند و شبانگاه اخبار روز را به آنها برساند و نيز بعامر بن فهيره آزاد شدهء خود دستور داد كه روزها گوسفندان را بچراند و شبانگاه آن را بسوى غار ببرد ، اسما دختر ابو بكر نيز هنگام شب براى آنها غذا ميبرد . پيغمبر و ابو بكر بيم داشتند كه مردم قريش نهانگاهشان را پيدا كنند ولى جز صبر چاره نداشتند . خداوند در اين باب ميگويد : إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ . « 1 »
--> ( 1 ) - سوره انفال آيهء 36